بیا یک دم خطر کن...
روم کنج میخانه نشینم....تا شاید چهره ی ماهت ببینم....به اخر امده صبروقرارم....
چه شود ایی و پیشت نشینم....شده شب تا سحر کارم گدایی....برای قلب خسته
تکیه گاهی....ز دنیا کن حذر، جانا که دنیا....نمی ارزد به یک لحظه گدایی....الا
ای همسفر با ما سفر کن ....نداریم مونسی بر ما نظر کن....خطر دارد دمی با ما
نشستن....تو ای جانا بیا یک دم خطر کن...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:52 توسط امیرحسین
|