(عزیزان متذکر می شوم که در این فرصت کوتاه قصد تایید اقدام سعید عسگر را ندارم ،بلکه عمق نفوذ این جریان انحرافی دولت را مورد بررسی قرار دادم و عواقب شبه رویداد 22/12/137۸((سالروز ترور سعید حجاریان)) را متذکر می شوم)
هر چند نوشتن این مقاله را به مثابه انجام عملی مستحب می دانم ولی چندان احساس رضایت باید و شایدی را که از نوشتن این گونه دلنوشته ها به من دست می دهد ، هنوز با تمام وجود لمس نمی کنم .
در این مجال کوتاه قصد پرداختن به درستی یا نادرستی ،خوبی یا بدی فعلی که- سعید عسگر- انجام آن را عهده دار شد ندارم ((البته که مقام معظم رهبری ان را اقدامی" ناجوانمردانه" و "جنایتکارانه" خواندند)) ولی بعضی از صحنه های دوم خرداد 76در حال تکرار شدن است . این تکراری بودن قصه کمک شایانی به عدم تکرار تاریخ وبروز رویدادهای تلخ می کند که بتوانیم از آن جلو گیری کنیم یا حداقل از درصد مضرات آن بکاهیم که اگر خداوند متعال بخواهد در چالشی که پیش رو داریم سربلند بیرون بیاییم و یگ گام دیگر به ظهور نزدیک تر شویم .
این سکانسها زمانی که تکرار می شوند انسان را به یاد سال 7۸و به راه افتادن کارناوال های بی دینی و اباحه گری می اندازند و صد البته زنده کردن نام ناملموس سعید حجاریان ها .
باید دوباره این سوال را از خودمان بپرسیم که سعید حجاریان که بود و به چه دلیلی به دست سعید عسگر ترور شد؟سعید حجاریان از ابتدای انقلاب با استفاده از زیرکی و رندی بی قائده و هرج و مرج طبیعی حاصل از از یک چنین انقلابی خود را در بین سران اطلاعاتی و امنیتی مملکت قرار داد و در کوران کارهای اطلاعاتی جای گرفت . پس از خارج شدن از این نهادها وارد عرصه سیاست شد ویکی از فعالان و نظریه پردازان اصلی (لجن پراکن اصلی )جبهه اصلاحات به حساب می آمد که علاوه بر عضویت در شورای شهر تهران ، در مسئولیت های متعدد دیگری چون مدیر مسئولی روزنامه صبح امروز (توپخانه جبهه موسوم به اصلاحات )، عضویت در شورای مرکزی حزب مشارکت و نیز مشاور سیاسی-امنیتی رئیس جمهور ایفای نقش می کرد . سعید حجاریان که در آن دوران مغز متفکر اصلاحات ، بزرگترین تئوریسین چپ مذهبی ،دارای خمیر مایه بینش های ضد انقلابی ، سکولاریزه شده ،بی دینی و حتی تا بعضی از زوایا الحادی نیز بود.
درآن زمان تمام فکر و ذکر سعید حجاریان ،جدایی سیاست از دین بود ودر محفل های مذهبی و ولایی دائما در حال تذکر به مسئولین بودند که یکی باید جلوی این فرد خبیث(حجاریان) را بگیرد این مطلب در آن موقع به قدری مورد بی توجهی قرار گرفت تا باعث شد جوانی(سعید عسگر) از روی جهالت و نه از روی عناد و دشمنی با نظام دست به تروراین فرد بزند .
حال در دوران کنونی فردی دوباره از خاکسترها، حجاریان گونه بیرون امده است که با دامنه و وسعت دهها برابری به این قبیل اقدامات دست می زند . این فرد خوشنام !!!آقای مشایی(ببخشید آقای م )نام دارد . او که به تازگی از جریان متبوعش به عنوان جریان انحرافی(بخوانید فتنه دینی) نام برده می شود به مراتب بسیار خطرناک تر از امثال سعید حجاریان ها است که صرفا با بیان نظرات و ایدئولوژی های خود درصدد انحراف جامعه بود .
تیم فکری مشایی با طراحی دو قلویی خود به نحو احسن از زر و زور و تزویر بهره می برد بدین گونه که این جریان ، پس از بهره مندی از رانت سیاسی ، با کمک آن به رانت اقتصادی دست می یابند و با کمک رانت اقتصادی مجددا رانت سیاسی خود را تعمیق می بخشند (انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آتی) . این جریان ،خاصه خود شخص مشایی در سال 82 (که البته آشناییت این فرد با احمدی نژاد به قبل از این سالها بر می گردد )با در دست گرفتن سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و به روز رسانی تیم این ارگان فرهنگی از اعضای حزب کارگزاران و در ادامه با رسیدن به ریاست سازمان میراث فرهنگی و به مرور زمان در دوره 10 ریاست جمهوری با در دست گرفتن 18 پست کلیدی ، به نوعی (با خوشبینی )نائب ریاست جمهوری ، شریان و نبض اقتصادی – سیاسی کشور را در دست دارد و با جنجال افرینی های اخیر خود که اگر بخواهیم مصداقی بحث کنیم به مکتب ایرانی ، مستند جنجالی ظهور ، برکناری وزیر خارجه ، برکناری وزیر اطلاعات و . . . . .اشاره کرد نظام را به چالش های اساسی کشیده است . البته این بخش اقل از از اقدامات این فرد منحرف است که رسانه ای شده است . آیا سعید حجاریان که به حق و انصاف مورد نقد جامعه مذهبی و بخش ولایی جامعه قرار گرفته بود یک صدم این اقدامات را انجام داده بود؟پس در همین مقاله با توجه به بضاعت خودمان هشداری جدی برای مسئولین امنیتی و اطلاعاتی عرض می کنیم که اگر بار دیگر جوانی (به حق یا جهالت ) این مرد رند دنیای سیاست (مشایی) را به بهشت (بخوانید . . . . . . .)فرستاد ، تمام انگشتهای اتهام رابه سوی قشر مذهبی جامعه خاصه بسیجیان نگیرند .
پس من-بنده حقیر خداوند-نه از برای تایید اقدام امثال سعید عسگر بلکه عرض تشری کوتاه این تذکر را متذکر می شوم که نسل ما ، از نسل فرزندان شهید نواب صفوی هستند ، نوابی که امثال کسروی زاده خائن (که از روی قصد و غرض جامعه را به انحراف می کشید)را به سینه قبرستان روانه کرد . پس مسئولین قضایی و اطلاعاتی به موقع وارد عمل شوند تا . . . . . . . . . . . . .
با تشکر از دوست عزیزم علی که این مطلب رو نوشته (وبلاگ سربازان خودسر امام زمان عج)